24/9/1391

یک روز کاملا معمولی!

 

انتهای بخش روان یه در شیشه ای گذاشتن که اونورش یه میز با چند تا صندلیه و یه پنجره هم داره! یکی از فانتزیام اینه که برم بشینم اونجا و با مریضا سنگین سیگار بکشم و ...... بگیم!!!
احتمالا باید با حال باشه!!!! اگر حسن و انوشم باشن که فوق العاده میشه!!!!

دیشب با دو تا از بچه ها نشسته بودیم که یکی دیگه از دوستان هم اومد! از در که اومد تو و چشاشو دیدم گفتم حداقل 50-60 تا زده!!! 5-6 برابر دوز استاندارد! بچه ها اول توجیه نبودن! بهشون گفتم شما فقط هیچی نگین، من خودم جمعش میکنم. شروع کرد اسم یه سری شرکت دارویی رو بردن و اینکه اینا داروهاشون دیگه رسما اشغاله!!! بگذریم.... اصن دپرس شدم. واقعا کجای کارمون اشتباه بوده؟! من که نمی دونم! شاید اگر از این مملکت می رفتیم این طوری نبود یا حداقل کمتر بود. هنوزم موندم برم یا نه!! چرا اخه بچه به این خوبی با این همه استعداد این طوری شد؟! حالا هر طور بود ردش کردم فرستادم بخوابه!!!
دو ساعت بعد، من خواب بودم که یکی دیگه از دوستان اومد! همین که اومد دیدم موبایلم زنگ می خوره، گفت جواب نده! منم ریجکت کردم! دیدم دوباره زنگ زد! باز جواب ندادم. با یک شماره ای بهم پیامک زد. خوندم دیدم خطاب به دوستمه! داشتم میخوندم که دوباره زنگ زد! دوستم گفت جواب بده! جواب دادم یه سری چیزا گفت، ینی راسیتش به دوستم بد و بیراه گفت و از من خداحافظی کرد. خلاصش کنم! باز اینا با هم حرفشون شده بود. ینی تا خود 3-4 صبح نذاشت من بخوابم این پسره. هر دفعه اینا دعواشون میشه من این وسط اذیت میشم. بابا ولم کنین. چی از جون من میخواین؟! حالا خوبه دوستین، اگر زن و شوهر بودین چه کار میکردین؟!!!!!!! کار من اینه که هر وقت دعواشون میشه من باید چند شب بیدار باشم به حرفای این پسره گوش بدم. حالا منم که خوااااب! چیزی نمیفهمم. فقط هر دفعه شرط میبندم که شما باز بر میگردین. هر دفعه هم شرطو بردم تا الان!!
بعد از ظهرم که اون یکی اومد یوخته درد و دل کرد.
یکی از چیزای جالبیم که شنیدم این بود که من هنوز تصمیم نگرفتم به کسی متعلق شم. این دیگه واقع اخرش بود.
واقعا دیگه نمی دونم چه کار باید کنم. از این مسایل فراریم یکی حالا باید بیاد اینجا از این حرفا بزنه!!! 
بابا ولم کنین. چی از جون من میخواین؟!! من بدبختیای خودمو تحمل کنم هنر کردم. دیگه شماها چی از من میخواین. مگر من چقدر ظرفیت دارم؟!!!
از باز کردن بقیه مسایل معذورم!!!!!!!!

 

/ 0 نظر / 14 بازدید